عطارد را ستاره ی نویسندگان ....
-
تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 4:36
هرچیزی که با آن اندیشه ات رابنویسی قلم است حتی شاید همین صفحه کلید اما من ترجیحم این است که باقلم بنویسم نه خودکار نه روان نویس نه مداد بلکه قلم ؛جوهرش را پرکنم ودستم را سیاه و بنویسم واین شده ازمعدود لذات زندگیام یاد تصویرنون والقلمی که« س »به یاد دانشکد ادبیات کشیده می افتم علاقه ام به اینکه قلم
ترس از دست دادن
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 11:44
ز خون که رفت شب دوش از سراچه ی چشم شدیم در نظر رهروان خواب خجل
وآنچ از تو براین خسته روان می آید...
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 11:44
من جهان نمی خواستم یک چیز می خواستم واز آن رو دردمندشده ام که آن مختصرکه از جهان خواستم برموافقتم نبوده حالااگربه دقت نگاهم کنند میبینند که مثل روز اول مجروحم هیچ زخمی التیام نیافته ،هیچ غمی مرتفع نشده، هیچ دردی دوا نشده و من هنوز همان دردمندم که بودم ... + نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱...
به نظرم عنوانش باشد حدیث شرمندگی
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 11:44
نقاب زدم امروز را برای لحظه ای نقاب زدم پشیمان وشرمنده ام حالا .خواستم منطقی تربه نظربیایم؟خواستم فکرکند من هم می دانم چه می داند ؟یعنی این قدَر حقیرم ؟چه خواستم که گفتم اگر هست ،اگروجود دارد، شرمنده ام شرمنده ام که این را گفتم مخلوفاتی داری از نوع من آدمیزاده... چه مخلوقات بدی داری ناتوان و زبان با
آقا/خانم من لطفتان را فراموش نمی کنم
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 11:44
وقتی دوست منید ووقتی پیش میآید که از نگرانی ام اظهار نگرانیمیکنید ولطفی درحقم؛من این را ازیاد نمیبرم حتی اگر روزی برسد که دیگردوست من نباشید یا بیزارم کنید یا خسته ام یا ازمن ببرید و دورشوید و دور...من وقت لطف کردنتان را لحظه ی ناب شفقت و انسانیتی که از شما دیده ام را تا ابد به یاد دارم .
این نامه ها که فرستاده نمی شود [۱]
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 11:44
عزیزمن! تا این لحظه تو رویایی ترین حقیقت زندگی ام بوده ای تلخ است که تو را دیگر نمی یابم نه در حقیقت و نه حتی به رویا من به این روز افتاده ام به این روز تلخ شگفتا که هنوزوهمواره در جای جای رویاهای من نشان هایی از تو به روشنی وشفافیت حقیقت باقی ماندهاماای یگانه ترین یار یک روز می آید که به روزی از ای...
چون به یاد ما رسی دستی به گرد خود برآر
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 11:44
جامه هامان چاک سوز وخانه هامان پاک سوز خلعه هامان دردبخش وتحفه هامان غم پرست
Why does every thing i love always get taken away
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 11:44
Ive been thinking about all the mees that i I've been thinking of you and the thinking that i said Never meant to lose you Never meant to lose me
افغانستان
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 11:44
همسایهی صبوری داریم سالهاست روی آرامش را ندیده جهان برای خودش واهلش جای امنی نبوده وحالا کابل ....
مصطفی ملکیان
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 11:44
یک روزتصادفی وازخوش اقبالی با نام او آشناشدم وبا خود او ...بلافاصله گره خوردم به آموزه هایش حالا او معلم اول اخلاق من است وقتی که شکسته بودم وتکه تکه ازنو ساخته شدم با کلام اش که شیوا وهمسو با عقلانیت بود و به دورازهر تعصبی...مصطفی ملکیان شفیق روزهای شکستگیام بوده؛ استاد عزیزم. که خود من البته شفقت ...