پرسشهایی که پیش میاید پیرامون میترائیسم
-
تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 2:12
خلاف جریانی که کسانیکه در مورد آیینهای غرب کار میکنند و دامن میزنند به تمایلات جداطلبانه فولتز اینگونه نیست و زبان و فرهنگ را دقیقا یکی نمیداندپرسش این است که آیا میترائیسم دین محسوب میشود یا آیا صرفا یک آیین نهانروشی نیست؟ میترائیسم پیشازردشت: لوح بغازکوی نشان میدهد اقوامی در این لوح نام میتره را...
بازی چه خوبه با بچههای خوب
-
تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 2:12
شنبه که آن کلاس نکبتی را داشتم گفته بودم به مهران که اگر دانشگاهی ببینمت از صبح که رسیدم باهم بودیم رفتیم نشستیم زیر مرکزی همانجا ناهار هم خوردیم لوبیاپلوی تعاونی را گرفتم وسطاش دوستهای مهران هم میآمدند و سلامی میدادند و میرفتند کلی هم حرف زدیم از این میگفت که در تهران اوضاعش بهتر است و دخترها ر...
تشنهام تشنهٔ محبت دوست
-
تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 2:12
هاجرانگیزمانه حامل هجر است و لابد / نهد یکروز بار خویش حامل تشنهام تشنهٔ محبت دوست جشن دانشآموختگی مفصل خوش گذشت بر خلاف تصور و پیشبینیام از اینکه رفتم پشیمان نشدم. منتها چنانکه همیشه بوده عمر خوشی کوتاه است دو روز خوش بودم از دو اتفاق که آن روز رخ داد شاید بنا به محرومیت هیجانی و شاید برای اینک...
قابل مشاهده
-
تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 2:12
تمام این مدت هرچیز که اینجا مینوشتم غیر قابل مشاهده میکردم. چون در همه آن مطالب و احتمالا همه مطالب بعد از این که اینجا میگذارم چه قابل مشاهده باشد چه نه، چیزی ارزش نگاه انداختن یا حتی نیمنگاهی انداختن را هم ندارد.در زمان حاضر سرم به کارم گرم نمیشد. دیدم از همهجا رانده شدهام و حالا هم معلوم نیست...
-
تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 13:06
چند روز غم مرگزای مثله شدن خیالاتم جلو چشمانم بود هربار که گوشی را باز میکردم. خبرها پشت سر هم و بیمحابا. آدمها... آدمها؟ یک مشت دندان تیزمن خیلی تنها هستم. نمیتوانم مثل سابق بنویسم. حوصله ندارم. نمیخواهم. تلاشهای نامرئی. زحمتهای معکوس، نتایج بیآبرویی.حوصله ندارم تمام ذره ذره وجودم ناکامی و حسرت شد....
جز قلب تیره هیچ نشد حاصل
-
تاریخ: 1401/4/8 ساعت: 8:24
دوباره کاملا امیدم را از دست دادم. کاش این دعواهای اخیر اصلا رخ نمیداد که امیدوار بشوم. متن ایمیل را به کمک یکی از دوستانم تنظیم کردم ولی میدانم هیچوقت جسارت فرستادنش را نخواهم داشت. بر فرض هم که فرستادم تا الان که بخت یارم نبوده معلوم است چهطور پیش میرود. همین گوشهٔ دنیا از بیکسی و در بیحاصلی خواهم...
تشنهام تشنهٔ محبت دوست
-
تاریخ: 1401/4/8 ساعت: 8:24
جشن دانشآموختگی مفصل خوش گذشت بر خلاف تصور و پیشبینیام از اینکه رفتم پشیمان نشدم. منتها چنانکه همیشه بوده عمر خوشی کوتاه است دو روز خوش بودم از دو اتفاق که آن روز رخ داد شاید بنا به محرومیت هیجانی و شاید برای اینکه سالها بود مسیر سخت سربالا را گز کردن حتی کوچکترین حاصلی محض دلخوشی و تفریح هم نداشت ا...
اِنّي مُسلمٌ اليك
-
تاریخ: 1398/11/30 ساعت: 16:41
***جز آستان توام در جهان پناهی نیستسر مرا به جز این در حواله گاهی نیستعدو چو تیغ کشد من سپر بیندازمکه تیغ ما به جز از نالهای و آهی نیستچرا ز کوی خرابات روی برتابمکز این بهم به جهان هیچ رسم و راهی نیستزمانه گر بزند آتشم به خرمن عمربگو بسوز که بر من به برگ کاهی نیستچنین که از همه سو دام راه میبینمبه ا...
خطهای سرنوشت یا خطای سرنوشت؟!
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 23:15
امشب حالم بدتر از شبهای هراس بیمارستان است شبهایی که درد میکشیدم و مسکنها کارگر نبود شبهای تنها در خانه و انگیزه خودکشی امشب از همیشه بدترم مثل روزها وشبهای بعد از المپیادم آنوقتها که کثافت از درونم بالا میزد جایی هم نیست که بتوانم از دست خودم فرار کنم از خودم بدم میآید و نمیتوانم از خودم دور شوم کا...
از خم ابروی توام هیچ گشایشی نشد /وه که در این خیال کج عمر عزیز شد تلف
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 23:15
خب مثل اینکه در نظرم همهچیز زیبایی خودش رو از دست داده حتی اونچه که آخرینش بود؛ عشق و آخرین سنگر
فغان که در پس پاسخ و لبخند دل خندانی نیست
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 23:15
امروز در یک اتاق دیگر از دفتر مشاورهاش به یک تست که حدودا پنجاه دقیقه و کل وقت مشاورهام را گرفت و شامل ۲۴۲ سوال میشد جواب دادم به اضافه یکسری سوالها که خودش میپرسید سوالاتی که اصلا خوشایند نبود ول
Im triyng to get overd
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 23:15
خیلی کدر بودم نمیتونستم از اون احوالهای مدام خوابیدن و بیرون نیامدن از تخت و ناامیدی مفرط همراه با آبغوره و تف و لعنت به زندگی بیرون بیام که یکدفعه خیلی ناگهانی و از سر اقبال قرار شد توی یکی از فرهن
آرزوها در آستانه نابودی
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 23:15
انگار همین دیروز بود غدیر ۹۵ و حالا آخرین روزهای تابستان ۹۸نمیدونم که چطور قراره کنار بیام با نداشتن چیزهایی که میخوام با هرگز نداشتن چیزهایی که میخوام و با تبدیل نشدن به آدمی که میخواستم ؛ کسی
ننگرد در کلاه گوشه تو
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 23:15
به امیر و پریسا میگفتم کاش وقتی ضربهای به خودم میزنم فورا و بیدرنگ به مجازات آسیبی که به خودم وارد کردم یک ضربه سختتر بخورم من اینطورم! یعنی اغلب اوقات اینطور بودم و حالا بیشتر از همیشه نیاز دارم
لطفی دگر است....
-
تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 3:28
حالم بهتر است بهتر از پیش بهتر از هفته قبل که تهوع امانم را بریده بود و معدهام شبیه سنگ بود بهترم میخندم احساس خوشبختی میکنم به سادگی خوشبختم این حال خوب بعد از مدتها بدی زیاد ، این آرمیدگی بعد از تق
جان غریب اندر جهان مشتاق شهر لامکان
-
تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 3:28
امروز هم کوثر هم الناز رفتند یکی رشت و دیگری تبریز،دیشب وقتی با الی از سینما برگشتیم و او بدون مسواک و شستن آرایش صورتاش که بیسابقه بود خوابید فکر کردم که در این دنیا بیشترین کسی که الناز را میشناسد
و یاسم از صبوری روحم وسیعتر شده است
-
تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 3:28
بله ترم پنج هم دارد میگذر با بطالت با وقت کشی با نومیدی و درعین این همه شرمندگی شرمنده تر از پیشم روزها را هدر میدهم پرفنازین میخورم زیاد میخوابم و خواب های عجیب میبینم توی بعضی خوابها آدمی دیگرم و ز
چندان برآرم رنگها
-
تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 3:28
امشب شب مستی بود نویسندهای هست که مرا مست میکند آخرین بار که مستم کرد یک نماشنامه ازش خوانده بودم آنهم شبانه شروع شد و تا صبح تمام شد صبحش به مامان گفتم که نمیتوانم حرف بزنم فقط مستم آنوقت ها موی م
برای ادبیات
-
تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 3:28
خواهم اندر طلبت عمر بپایان آورد گرچه راهم نه بهاندازه پای طلب است
عشق ورزیدم و عقلم به ملامت برخاست
-
تاریخ: 1397/10/5 ساعت: 20:23
نیاز به دیدن کسی که از من گریزان است احتیاج به حرف زدن با کسی که سکوت پیشه کرده و امید دوباره دوست داشتن و دوباره دوست داشته شدن اینروزها این چنین بودم ،این روزها کتابی را میخوانم که سرگذشت شاعرهای ا